مقالات

اصول و مبانی بازیگری  

نفس هنر خلاقيت است و هنرمند ويژگي غريزي ممتازي دارد كه او را در اين آفرينش هنري ياري مي‌رساند. اين غريزه قوي‌تر از آنست كه ما مي‌شناسيم يا مي‌توانيم تشريح كنيم. تمامي وجود او - فكر او، روح او و آن جوهر تعيين كننده‌اي كه نامش استعداد است بايستي وقف هدفش شود.

مقدمه
نفس هنر خلاقيت است و هنرمند ويژگي غريزي ممتازي دارد كه او را در اين آفرينش هنري ياري مي‌رساند. اين غريزه قوي‌تر از آنست كه ما مي‌شناسيم يا مي‌توانيم تشريح كنيم. تمامي وجود او - فكر او، روح او و آن جوهر تعيين كننده‌اي كه نامش استعداد است بايستي وقف هدفش شود.
آنچه در اين مجموعه سعي بر تهيه و تدوين آن شده است.نكات زير بنايي است كه هر هنرجوي اين رشته بايد با آنها آشنا باشد، آنها را بياموزد و با آنها زندگي كرده و رشد نمايد. تا پس از طي دوران طاقت فرساي آزمون و خطا زمینه را براي صعود به مراحل بعدي آماده نمايد.
در ده بخش زير نكات اساسي و مهم جهت پي ريزي يك بناي مستحكم طراحي گرديده كه آميزه‌اي از آموزش‌هاي استادان معتبر اين رشته و تجربياتي است كه طي يك دهه تحصيل و فعاليت در عرصه‌هاي دانشجوئي و تجربي و حرفه‌اي نگارنده و تدوين كننده اين تحقيق بعمل آورده است.

سخنی درباره بازيگري:
امروزه غالباً بازيگر بدون هيچ معياري به اين حرفه قدم مي‌گذارد. در دوره‌هاي گذشته، نوآموز بازيگري تحت تأثير بازيگران بزرگ بود. در آن زمان، نوآموز اين حرفه با يك نیزه قدم به صحنه مي‌گذاشت و به اين ترتيب مهارت‌هاي لازم را به تدريج از بزرگان اين حرفه مي‌آموخت. در سالهاي نزديكتر، مدرسه بازيگري غالباً بخشي از يك تئاتر بود و سرانجام نوآموزان به طور كامل درخدمت آن تئاتر در مي‌آمدند. به اين معنا كه در آغاز بازيگر مي‌شدند، سپس كارگردان و نيز استاد بازيگري. تئاتر هنري مسكو نمونه‌اي ازاين روش كار است. اما در اين لحظه از تاريخ معاصر، براي بازيگر و چه بسا معلم بازيگري معيار مشخصی وجود ندارد. از دهة ۱۹۳۰ به بعد، كلية ضوابط اجتماعي بازيگران، ازنوع لباس پوشيدن آنان گرفته تا نحوة رفتار و كردارشان، دست خوش تغيير شده است. اين واقعيت‌ها در هر بازيگر فرديت خاصي بوجود آورده است كه قدرت قضاوت را درمورد او از استاد وي سلب مي‌كند و استاد مي‌داند كه هر بازيگر بدون در دست داشتن نظامي از ارزش‌ها در اين راه قدم مي‌گذارد، هر چند ممكن است استعداد شگرفي در او نهفته باشد. كسي كه در اين راه قدم گذاشته است، بايد بپذيرد كه راه رفتن برلبة تيغ را برگزيده است؛ و در راه پرمخاطره‌اي قدم برمي‌دارد. چرا كه اول بايد به درستي بداند كه چه بايد بكند، سپس دست به عمل بزند. زيرا هرگز بازيگربين يك نهار و شام موجوديت پيدا نمي‌كند.
بولس لاوسكي مي‌گويد: " ... بازيگر بايد اين حقيقت را بپذيرد كه حرفه‌ او يك عمر كار مداوم مي‌طلبد و به خوبي بداند كه داراي حرفه ایست كه برايش يك عمر كار مداوم مي‌آورد."

۱. استعداد و قريحه:
درمورد استعداد و قريحه تاكنون مباحث زيادي صورت گرفته و همينطور نتايج گوناگون. عده‌اي معتقدند كه لازمة بروز خلاقيت داشتن استعداداست، كه اگر چاشني علاقه و پشتكار به آن اضافه شود، منجر به اين ويژگي ممتاز در فرد مي‌شود. گروهي ديگر تمايلات و علائق انساني را دليلي بروجود استعداد و بروز خلافيت برمي‌شمارند. و بالاخره به آناني مي‌رسيم كه موهبت خلقت را در همه يكسان مي‌دانند و بروز خلاقيت را منوط به شرايط محيطي فرد مي‌دانند.
بنظر مي‌رسيد كه گاهاً بهترين و مطمئن‌ترين كسي که مي‌تواند در اين، باره به قضاوت بنشيند، خود فرد است، چرا كه ( به شرط صادق بودن با خويش ) او بهتر از علائق، سليقه‌ها و تمايلاتش آگاه است.

۲. اخلاق و نظم:
استانيسلاوسكي مي‌گويد: " اين حقيقت، كه تئاتر غالباً مقام خود را به عنوان يك معبد هنر از دست ميدهد. عمدتاً به واسطه خود هنرپيشگان است. زيرا اين هنر پيشگان‌اند كه در اكثر موارد مسئول باب شدن هرگونه پلشتي، چون هرزه درايي، توطئه، بدگوئي، رشك و جاه طلبي‌هاي خودخواهانه در تئاتراند. "
" در لاك خود فرو رفتن و فكر كردن كه: ( چه مرواريد گرانبهايي درخود دارم ) سرنوشت محتوم تقريباً تمام شكست خوردگان است. اين سرنوشت محتوم كساني است كه با هر حرف كارگردان زود مي‌رنجند. كساني كه هميشه گمان مي‌كنند دركشان نكرده، يا قدرشان ناشناخته مانده، يادرحقشان ظلم شده است. حال آنكه مشكل‌شان فقط اين است كه چون مجذوب خودند و خود را آدم‌هاي بزرگي مي‌دانند، درواقع آدم‌هاي مفلوكي‌اند كه خودبيني بي مقدار تمام روحشان را خورده است. و آنچه گمان مي‌برند در وجودشان هست و ارزش عظيمي دارد، چيزي جز وهم توخالي نيست، وهمي كه سرانجام ياس و تلخي ببار مي‌آورد."
و درادامه مي‌افزايد كه: " بايد خودتان محيط تئاتر را از هر آلودگي و فساد مصون بداريد و در حفظ و سلامتي آن بكوشيد.
.... در مساعد بودن محيط و فضاي هنري يك يك افرادي كه در آن قدم مي‌گذارند مسئول‌اند. زيرا هر نوع آلودگي اعم از ريز و درشت كه باعث كثيف شدن فضاي پاك تئاتر مي‌شوند توجه شما را از هنر اصيل و واقعي منحرف مي‌كند. و با خود پاكي و نظافت و بوي خوش به تئاتر بياوريد، و از اعمال و گفتار نفرت انگيز مانند مسائل معيشتي بيرون ، غيبت كردن، سخن چيني، توطئه، اتهام بستن، حسادت ورزيدن و خود خواهي‌هاو ... به پرهيزيد. ، ... چنين كارهايي سبب بي احترامي به ديگران و خودخواهي و بي مبالاتي نسبت به سايرين است. اينها عادات بدي است كه بايد دور ريخته شود... زيرا به درد كارهاي جمعي و اجتماعي نمي‌خورد جز ضرر رساندن مشكلی را حل نمي‌كند. دركارهاي جمعي و دراجتماعات بايد هميشه لبخند داشت.... براي رسيدن به اين مقصود بيشتر درمورد ديگران فكركنيد و كمتر در مورد خودتان فكر كنيد.....
چه كسي آزادتر است، آنكه هميشه با اثرات و گرفتاريهاي شخصي به دور خود حصار مي‌كشد، يا آنكه خود را فراموش كرده و به فكر آزادي ديگران است؟ .... . بنابراين هميشه اين شعار را آويزه گوشمان كنيم كه: " هنر را در خود دوست بدار، - نه خود را درهنر. ... تادر نتيجه بجاي معبد هنر آشغال‌داني بوجود نيايد".
" نظم و اخلاق صحنه‌اي نبض نمايش است كافي است لحظه‌اي از كار بيافتد، آن وقت مرگ نمايش حداقل براي همان شب قطعي است."
" نظم و مقررات به اعتبار و حيثيت تئاتر مي‌افزايد، و بي نظمي سقوط آن را تهديد مي‌كند. براي رهايي از اين پرتگاه و نجات تنها يك راه وجود دارد: مقررات آهنين. اين است راه نجات تئاتر از پرتگاه سقوط. كليه گروههاي هنري به اين مقررات نيازمنداند. [1]"

3- بدن:
بطور قطع اهمیت بدن در کار بازیگری بر هیچ یک از دست اندر کاران هنر تئاتر پوشیده نیست. تقریباً در تمام مکاتب بازیگری، آموزش بازیگر با کار روی بدن او، آغاز می‌شود. تاپس از رها کردن آن در هر زمان که لازم باشد برای رسیدن به اهدافش مورد استفاده قرار دهد. بدنی که موانع فرهنگی، عاطقی و خشک اندیشی دارد در دریافت محرک‌ها نمی‌تواند به راحتی حالت‌های لازم را به خود اختصاص دهد. آموزش بدن بطور کلی یعنی تربیت کردن آن به گونه‌ای که از سر تا پا وشامل تمام عضلات و حتی رگها و پی‌هاست.
متأسفانه به دلایل گوناگونی در آموزشگاهها و یا دانشگاههای ما این مهم بدون در نظر گرفتن بنیان‌های اصولی و نظری و نیز تمرین‌های مفید، در سطحی ترین شکل ممکن آن، به هنرجویان آموخته می‌شود(! ) آیا تا به حال واحدهای از قبیل: شمشیر بازی، ژیمناستیک، باله‌دار، رقص سنتی و مدرن و اسب سواری گذرانده‌اید؟! و یا جواب‌های از این دست روبرو شده‌اید که: ( بعدها در موقعیت‌هایی که برایتان پیش می‌آید با آنها آشنا خواهید شد.! ) جوابی شکسته بسته برای یک آموزش شکسته بسته.
در اینجا باید به صراحت یاد آور شویم که اگر می‌خواهید بنیان‌های تکنیکی و خصوصاً بدنی خود را به شیوه‌ی اصولی پایه گذاری کنید یا باید حداقل آشنایی ممکن را با مواردی را که در بالا نام آنها آمد پیدا کنید و طی حداقل یک سال هر روز دو ساعت به این گونه تمرینات بپردازید. آنوقت شاهد آن خواهید بود که هر بیننده از دیدن بدن شما به وجد خواهد آمد. پس به همراه تمرین‌های متداول و موجود از آنها غافل نشوید.

تمرین :
۱) رهایی عضلات : پیش از آغاز هر عمل خلاقه چاره ای نیست ، مگر آنکه عضلات بدن را راحت و آسوده رها کنید
۲) با ضرباهنگ مشخصی راه بروید و دست ها و پاهایتان را بچرخانید .
۳) روی نوک پا بروید . در این حرکت بدن باید در حس جاری بودن ، پرواز و بی وزنی غوطه ور شود . نیروی لازم برای دویدن را از شانه هایتان بگیرید .
۴) دست ها را روی کپل ها بگذلرید و با زانوهای خمیده راه بروید .
۵) زانوها راکمی خم کنید ، با دستها انگشتان شست دوپا را بگیرید و راه بروید .
۶) با پاهای خشک و کشیده راه بروید ، انگار دست هایتان با نخی نا مرئی پاهایتان را به حرکت در می آورد . بازوها کشیده به سمت جلو .
۷) زانوها را کمی خم کنید ( وضعیت پلیه ) دست ها را پشت پاها بگذارید و با پرش های کوتاه روبه جلو حرکت کنید و هنگام فرود باز زانوها را به حالت خمیده اول در آورید .
۸) عضلات صورت رابه شدت منقبض کنید و سپس منبسط کنید . این کار را با سایر اعضا بدنتان انجام دهید .۱) بازیگر و بدنش ، نوشته : لیتزپسیک ، ترجمه : ناصر آقایی
۹) دراز بکشید زانو ها را ابتدا به طرف شکم ، سپس به طرف سینه ، و بعد به طرف سر و در آخرین مرحله به پشت سر بکشید و به همین ترتیب حرکت را به طور معکوس انجام دهید . تا به حالت درازکش اولیه قرار بگیرید . این حرکت را چند بار تکرار کنید .
۱۰) دراز بکشید ، تا جائیکه پشتتان با زمین به طور کامل تماس پیدا کند . مراقب باشید هیچ یک از نقاط بدن دچار گرفتگی نشود . تمام عضلات پشت را با زمین تماس دهید و در همین حال نفس بکشید .

تمرین های سر به زمین :
این تمرین ها بیشتر وضعیت اند تا اکروبات بازی و بنا به قوانین " هماتایوگا " (hatha rago) باید بسیار آرام ( و در ابتدا با کمک مربی یا فرد آگاهی ) انجام شوند .
۱) ایستادن روی سر : سر و کف دو دست را بر زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .
۲) ایستادن روی شانه : گونه ، ساعد یک دست و کف دست دیگر را به زمین بگذارید و پاها را بالا ببرید .
۳) دو دست را در هم قلاب کنید ، پشت سر را در گودی دست ها بگذارید . ساعد ها و آرنج ها را به زمین بچسبانید و پاها را بالا ببرید .

پرواز :
۱) چمباته بزنید . کزکنید . سپس مثل پرنده ای که می خواهد پرواز کند ، جست وخیز کنید و تاب بخورید . ازدستها به عنوان دو بال برای حرکت استفاده کنید .
۲) همین طور که جست و خیز کنید و دست ها را مثل دوبال برای کندن از زمین بهم میزنید ، بلند شوید و بایستید .
۳) با حرکت های پیاپی به جلو پرواز کنید ، چیزی مثل شنا کردن ، هنگام انجام این تمرین ها حرکت های شنا گونه ، تنها نقطه تماس با زمین ، نوک یکی از پاهاست . با جهش های سریع روی پنجه یکی از پاها به جلو حرکت کنید . می توانید از روش دیگری هم استفاده کنید . با یاد آوری حس پرواز در رویا ، این شکل از پروازرا به شکلی خود انگیز باز آفرینی کنید .
۴) مثل یک پرنده فرود آیید .
توجه : این تمرین ها را با تمرین های دیگر مثل سقوط ، پشتک ، پرش و .... ترکیب کنید . این تمرین ها باید به تحقق پروازی طولانی که با بلند شدن پرنده از زمین آغاز و با فرود او پایان می یابد منتهی شود .

پرش و معلق :
۱) با استفاده از دست ها به عنوان تکیه گاه ، روبه جلو معلق بزنید .

الف) روبه جلو معلق بزنید و برای بلند شدن از دست ها کمک بگیرید .۱) به سوی تئاتر بی چیز ، نوشته : یرژی گروتفسکی . ترجمه : کیاسا ناظران
ب) بدون استفاده از دست ها رو به جلو معلق بزنید .
پ) رو به جلو معلق بزنید و حرکت را با ایستادن روی یک پا تمام کنید .
ت)دست ها را پشت تان بگذارید و رو به جلو معلق بزنید .

۲) رو به عقب معلق بزنید .

۳) پرش " ببر" ( شیرجه زدن روبه جلو ) : با دورخیز یا بدون دورخیز با دست های کشیده از روی یک مانع معلق بزنید و روی یک شانه فرود آیید و در پایان حرکت سرپا بایستید .
الف) پرش " ببر" از ارتفاع
ب) پرش " ببر" در طول

۴) پرش ببر و معلق زدن رو به عقب بلافاصله بعد از پرش

۵) مثل یک عروسک خیمه شب بازی فنری ، با حالتی عصا قورت داده معلق بزنید .

۶) همراه با بازیگری دیگر پرش " ببر" را انجام دهید و روی هوا در دو ارتفاع متفاوت مسیر پرش یکدیگر را قطع کنید .

۷) با استفاده از چوب دستی یا سلاحی دیگر ، پرش " ببر " را با معلق در حالت نبرد ترکیب کنید . در همه این تمرین ها ، سوای مساله پژوهش و مطالعه در ارگانیسم ، عنصر ضرباهنگ و رقص نیز حضور دارد .
توجه : این تمرین ها ، به ویژه هنگام تغییرشکل نبرد ، با همراهی یک طبل بزرگ یا یک طبل کوچک و یا سازی دیگر انجام می شود .
به این ترتیب که کسی ضرباهنگ را در دست دارد و کسی که تمرین را انجام می دهد ، دست به بداهه سازی می زنند و یکدیگر را تحریک می کنند . در مراحل مختلف " ببر" واکنش های جسمانی با فریاد های خودانگیخته و گنگ همراه است . بازیگر با توجه به ترکیب مراحل آغازین و پایانی موسیقی ، همه این تمرین های نیمه - اکروباتیک را با انگیزه های شخصی برای خود توجیه کند ."
در پایان ذکر چند نکته حائز اهمیت که همواره باید در طول تمرینات به آنها توجه داشت :
الف) هرگز تمرین ها را با بی میلی و کسالت انجام ندهید و با آرامش و رضایت که منجر به شادی و شعف شود به آنها بپردازید .
ب) همواره به تمریناتی که انجام می دهید فکر کنید و آنها را تجزیه و تحلیل و حس نمایید تا به صحت آنها واقف شوید .
پ) از هرگونه شوخی بی مورد به هنگام انجام تمرینات جدا بپرهیزید .
ث) حتی موقعی که تمرین های برای گرم کردن بدنتان می کنید به جزجز حرکات به صورتی تصویری نگاه کنید چه واقعی چه خیالی ودر صورت لزوم عنصر صدا را نیز به آنها اضافه کنید . و اجازه ندهید بدنتان در برابر ذهنتان مقاومت نشان دهد .

۵) بیان : عنصر بیان وسیله دیگریست که بازیگر با کمک گرفتن ازآن با دیگران ارتباط برقرار می کند .و ازاین طریق به بیان اندیشه ها و احساس های مشخص و دقیق خود دست می زند . بنابراین می توان چنین نتیجه گرفت که هرچه صدای بازیگر حساس تر و کارآمدتر باشد ، منظور آنرا به نحوی دقیق تر آشکار خواهد کرد . صدای انسان پدیده پیچیده ایست که چهار عامل زیر در شکل گیری آن دخالت دارند :
الف) محیط : خصوصا محیط خانواده که در آن ناخودآگاه سخن گفتن را می آموزیم ، وبا تن ونوسان ها و مصوتها و صامت های آن آنگونه که در محیط پرورش‌مان بوده است آشنا می شویم و آنرا تقلید می کنیم .
ب) : گوش : در اینجا مقصود از گوش ، دریافت و تشخیص صوت است . اگر گوش خوبی داشته باشید می توانید اصوات و نت های گوناگون و بیشتری را در یک صدا بشنوید و تنوعات آنرا بهتر تشخیص دهید و درنتیجه دریابید که چگونه از صدای خود بهتر استفاده کنید .
پ) چالاکی فیزیکی : هرچه آزادی عضلات گفتاری شما بیشتر باشد چالاکی شما نیز در هنگام سخن گفتن بیشتر خواهد بود .
ت) شخصیت : نقش عوامل ارثی شخصیت مثل شکل و اندازه تارهای صوتی ، شکل حفره های صوتی و غیره در چگونگی تشکیل صدا موثر خواهد بود . عوامل دیگری چون پایگاه اجتماعی افراد تاثیر بسزایی بر روی تن صدای آنها خواهد داشت . این مدعا را می توان به راحتی در مقایسه تن صدای یک فروشنده دوره گرد با یک کارمند ساده دریافت کرد .
بیشتر مردم از طنین موجود درصدای خودشان آگاهی ندارند . یکی از موهبت هایی که در زمینه بازیگری موجود می باشد شناخت این آواها و طنین است که بازیگر با پرورش اندام های صوتی خود به آن دست می یابد و از آن لذت می برد . هر بازیگری باید بداند که تا چه حد متکی به صدای خویش است ، واز آن چه انتظاراتی دارد . ممکن است در جواب بگوئید : خوب باید صدای ما بلند باشد تا کل سالن را بپوشاند . در مرحله اول جواب درستی است . اما بیسار شنیده شده است که بازیگری با صدای بلند صحبت می کرده اما چیزی از کلماتش فهمیده نشده . پس بلند بودن صدا به تنهایی کافی نیست ، بلکه باید آنرا به گونه ای پرورش داد که " رسا " نیز باشد . و این میسر نیست مگر در غالب یک پروسه طولانی و روزانه از تمرینات بیان .
 

اصول و مبانی بازیگری 

تنفس : اولین قدم را باید از تمریناتی تنفسی برداشت به نحوی که مارا از عادات تنفسی شخصی مان مطلع و در صورت لزوم رها کند . غالبا مردم به هنگام تنفس عمل دم و بازدم را از ناحیه فوقانی سینه انجام می دهند .

تمرین

۱) تنفس : اولین قدم را باید از تمریناتی تنفسی برداشت به نحوی که مارا از عادات تنفسی شخصی مان مطلع و در صورت لزوم رها کند . غالبا مردم به هنگام تنفس عمل دم و بازدم را از ناحیه فوقانی سینه انجام می دهند .
و این درست علیه آنچه که غریزه مان در دوران طفولیت از ما خواسته بود می باشد . باید یاد بگیریم که دوباره به دوران طفولیت برگردیم و مانند کودکان تنفس کنیم . کودکان همواره از ناحیه شکم برای تنفس استفاده می کنند . ولزوم آن برای بازیگر اینست و می تواند حجم بیشتری از هوارا به درون خود هدایت کند و در نتیجه ، آنرا در مواقعی که گفتار های بلند و طولانی دارد . یا مواقعی که جمله ای را بدون مکث باید بیان کند و موارد دیگر به کار بگیرد . پس تمرین تنفس از ناحیه شکم را دائما و در هر حالی انجام دهیم تا برایمان تبدیل به عادت روزمره شود .

۲) از ناحیه فوقانی سینه عمل دم را انجام دهید و سپس آنرا تخلیه کنید . اینکاررا از ناحیه شکم انجام دهید و میزان حجم هوا و زمان دم و باز دم آنها را با هم مقایسه کنید .

۳) پشت دست هارا در انتهای قفسه سینه ، روی عضلات شکم ( در دوطرف ) قرار دهید . در این قسمت امکان حرکت دنده ها بیش از جاهای دیگر قفسه سینه است . عمل دم و بازدم را انجام دهید . هنگام دم قفسه سینه می تواند کاملا منبسط شود .

۴) از راه بینی ، هوا را به درون بکشید . احساس کنید که دنده ها در ناحیه پشت باز می شود . هوارا به آرامی از راه دهان ، و با گلوی باز خارج کنید . همه هوای درون ششها را کاملا بیرون دهید . آن گاه منتظر بمانید تا احساس کنید که عضلات میان دنده ها دیگر بار نیاز به حرکت دارند . به آرامی هوارا ازراه بینی به درون بکشید . به باز شدن دنده ها در پشت و پهلوها توجه کنید . و پرشدن ششها از هوا را احساس کنید ، هوارا بیرون دهید . این عمل را چند بار تکرار کنید و مراقب باشید که در این حالت قسمت فوقانی سینه حرکت نکند . ضمنا نباید چنان عمیق نفس بکشید که قسمت فوقانی سینه دچار سفتی و کشیدگی شود و. همواره پشت ، شانه ها و گردن را راحت و آزاد بگذارید .

۵) پس از چندین بار دم و بازدم پشت سر هم ، هوارا به درون بکشید و با ده شماره هوا را از راه دهان خارج کنید . شماره ها را با صدای بلند تکرار کنید ، این عمل را می توانید با اضافه کردن شماره ها تکرار کنید .

۶) در حالت درازکش قرار بگیرید و تمام هوای موجود در نواحی شکم و بعد سینه را تخلیه کنید به آرامی عمل دم راانجام دهید . بدین ترتیب که اول ناحیه شکم و بعد سینه پراز هوا شود و بعد هوای موجود را در نواحی سینه و شکم به حرکت در بیاورید و آنقدر این کار را تکرار کنید تا احساس کنید به عمل بازدم احتیاج پیدا کرد ه اید ، هوارا به صورت انفجاری بیرون دهید .

۷) بهترین تنفس برای بازیگر استفاده از نواحی شکم و سینه است ، این تمرین را در طی روز مرتب انجام دهید ، که اول ناحیه شکم را پر از هوا کرده و سپس نواحی فوقانی سینه را . این عمل را برای خود به یک عادت تبدیل کنید .
صامت ها و مصوت ها :
شخص صامت ها حالت فشار و انفجاریست که هنگام ادای آنها از مجاری دهان صورت می پذیرد .

شکل و تلفظ صامت ها را می باید بر حسب مخرج آنها به انواع زیر تقسیم بندی کرد :
الف ) لبی : ( ب - پ - ۳ ) که از برخورد لب بالایی با لب پایینی تولید می شود .پرورش بیان و صدای هنرپیشه ، سیسیلی بری ، ترجمه اقتباس : محسن یلفانی

ب) لبی و دندانی : مانند ( و - ف) که از تماس دانه های بالایی با لب پایینی تولید می شود

ج) زبانی و دندانی : مانند ( ز- س - ذ - ص - ض - ظ ) که در اثر برخورد زبان با دندان با تفاوت های جزئی در شکل برخورد حاصل می شود .

د) زبانی و کامی : مانند ( د - ل - ر ) که از برخورد زبان پیشکام و میانکام و پسکام تولید می شود .

ه) ملازی و زبانی : مانند ( ک - گ - خ - ق - غ ) که در اثر برخورد زبان کوچک ، با انتهای زبان ، یا با نرم کام حاصل می شود .

و) گلویی : مانند ( ی - ه - همزه - ع ) که با بسته و باز شدن جاکنای ( شکاف میان تار و آواها ) و با عبور از درون تارآواها تولید می شود .

مصوت :
مصوت ، حرفی است که با تولید صوت در حنجره و عبور بلامانع از گذرگاه صوت پدید می آید . و با هیچ یک از اندام های صوتی - لب - زبان - دندان و ملازی برخورد نمی کند . زبان فارسی دارای شش مصوت ساده است ، که سه تای آن مصوت بلند و بقیه مصوت کوتاه اند و طول مصوت های بلند در هنگام ادا نمودن معمولا دو برابر یا کمی بیش از دوبرابر مصوتهای کوتاه است .
مصوتهای بلند : آ ، او ، ئی مصوتهای کوتاه : ـــَـ ـــِـ ــُــ
عضلانی کردن اندام های گفتاری
۱) نفس را به درون بکشید و با صدای آآآآ ..... خارج کنید . دراین حالت گردن و شانه ها و دستها و گلو را راحت و آزاد بگذارید .
۲) نفس را به درون بکشید وبا تکرار مصوت های آ _ اَ _ اِ _ ئی _ اُ _ او چند بار وبا صدای آهسته نفس را خارج کنید . با دست های خود چگونگی حرکت عضلات میان دنده ها و دیافراگم را لمس کنید .
۳) همین مصوتها را با صدای بلند ۱۰ بار تکرار کنید . در این حال عضلات دهان به نحوی مبالغه آمیز ، متناسب با هر یک از مصوتها حرکت کند .
۴) ۵ بار مصوت های فوق را از صدای بالا به صدای پایین و ۵ بار بالعکس از پایین به بالا تکرار کنید .
۵) ۵ بار ، صدارا به طرف پشت سرخود ، یعنی به دیوار عقب محل تمرین بفرستید و ۵ بار به طرف دیوار مقابل خود .
* مهمترین اندام گفتاری ، زبان ، برخورد عضله زبان ، با دندان ها ، با لثه ها ، با پیشکام و میانکام و پسکام و ملازی ودر برخورد با هوا موجب تشکیل و تولید حروفی مثل د _ ل _ ش _ ز _ ن _ خ _ ک _ ج _ ت می شود .
۶) عضله زبان را ۱۰ بار در جهت عقربه ساعت به دور لب ها و از داخل بچرخانید . سپس همین عمل را ۱۰ بار در جهت عکس عقربه ساعت انجام دهید .
۷) برای تقویت نوک عضله زبان ، حرف ( ر) را چندین بار پشت سرهم تکرار کنید . حرف ( ر) با برخورد متوالی نوک زبان ، به پس لثه های بالا تولید می شود ۵ بار بگویید ِر ِر ِر ِر ِر ِر َر شش مصوت فارسی را با حرف ( ر) ۵ بار تکرار کنید : را َر ِر ری ُر رو
· همین عمل را حرف ( ل) انجام دهید : ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل ل
· ۵ بار بگویید : لا - لَ - ِل - لی - لُ - لو
· هنگام ادای حرف ( ل ) نوک زبان به پیشکام می چسبد ( لثه فوقانی ) تا از خروج هوا از آن نقطه جلوگیری کند و لیکن پائین می آید و در کف دهان ، پشت دندان های پائین قرار می گیرد و صامت ادا می شود .
· ۵ بار بگوئید تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تِ تَ تَ
· ۵ بار بگویید تا - تَ - تِ - تی - تُ - تو
· زبان در همان حالت ( ت ) نگه دارید ، اما بگویید ( د)
· ۵ بار بگویید دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دِ دَ
· ۵ با ربگویید دا - دَ - دِ - دی - دُ - دو
· برای گفتن حرف ( ن ) قسمت پیشین زبان کاملا به لثه می چسبد . نرم کام پایین می آید و به صوت اجازه می دهد تا خیشوم خارج شود ،این صامت تا هنگامیکه زبان از لثه جدا نشده ، کامل نمی شود .
· ۵ بار بگویید نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نِ نَ
· ۵ بار بگویید نا - نَ - نِ - نی - نُ - نو
· همین طور حروفی را که با قسمت پسین زبان ادا می شوند را تکرار کنید مثل ( ک _ گ _ ق )
· ۵ بار بگوئید ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک
· ۵ بار بگویید کا - کَ - کِ - کی - کُ - کو
· ۵ بار بگویید گا - گَ - گِ - گی - گُ - گو

آرواره ها
چند بار آرواره ها را باز و بسته کنید . این حرکت باید به راحتی صورت گیرد . نباید احساس سختی و دشواری کنید برای نرم شدن آرواره ها ، حرکت جویدن را انجام دهید و در این عمل مبالغه کنید ، این تمرین را می توانید در طول روز انجام دهید .

لب ها
لبها را جم کنید وبه طرف بالا ، پائین ، چپ و راست حرکت دهید .
حرف ( ب) را پشت سرهم تکرار کنید ب ب ب ب ب ب ب .......باباباباباباباباباباب� �� �..............بوبوبوبوبوبوبوبو� �� �بوبو...............بی بی بی بی بی بی بی ..................
۵ بار بگویید ب ب ب ب ب ب ب
۵ بار با صدای بلند و ۵ بار با صدای پائین ( حرکت صدا از بالا به پائین و از پائین به بالا باشد ) بگوئید .
با - بَ - بِ - بی - بُ - بو
حروف ( ب و پ ) را با فشار از دهان خارج کنید . و به همین شکل حرف ( پ و م ) را تکرار کنید .
پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ پ
پا - پَ - پِ - پی - پُ - پو
م م م م م م م م م م م م م م م م م م م
ما - مَ - مِ - می - مُ - مو
کلمه ( من ) را چند بار تکرار کنید که به طوریکه طنین حرف ( ن ) را در دهان و سر احساس کنید . سپس کلمات ( من _ تن _ زن _ فن ) را ابتدا تک تک و سپس سر هم ۵ بار تکرار کنید .
صامت ( م ) را چند بار با دهان بسته تکرار کنید ( م م م م م م م م م م م م )
سپس آنرا به طور کامل ادا کنید و صامت تا زمانیکه لبها باز نشوند کامل ادا نمی شود ( م م م م م م م م م م م م م )
- حروف ( "ز" - "و" -"د" ) را هرکدام پنج بار تکرار کنید .
وووووووووووووووو
۵ بار بگویید ( زو - زا - زی - زار - زَ - زِ- زب )
۵ بار بگویید ( زود - زد - زور - دزد - بز )
۵ بار بگویید ( داوود - وادی _ دیو )
تمرین های زیر جهت ادای کامل و نرم مصوتها انجام دهید :
اوت vt اُت ot آت at اِیتeit ایت it

اود اُد آد اِید اید
اون اُن آن اِین این
اوپ اُپ آپ اِیپ ایپ
اوب اُب آب اِیپ ایپ
اوم اُم آم اِیم ایم
اوک اُک آک اِیک ایک
اوق اُق آق اِیق ایق
اوف اُف آف اِیف ایف
اوو اُو آو اِیو ایو
اوس اُس آس اِیس ایس
اوز اُز آز اِیز ایز
اوش اُش آش اِیش ایش
اوژ اُژ آژ اِیژ ایژ
اوخ اُخ آخ اِیخ ایخ

توجه : در طول خواندن اشعار همواره مي توانيد بر روي بعضي از حروف تاكيد بگذلريد و آنها را محكم تر بيان كنيد . مثلا : دربيت
درد عشقي كشيده ام كه مپرس زهر هجري كشيده ام كه مپرس
گشته ام در جهان و آخر كار دلبري برگزيده ام كه مپرس
روي حروف ( م - و س ) تاكيد بيشتري بگذاريد .
- ابيات انتخابي تان رادرحالت هاي مختلف و با صداهاي بالا و پائين ،*زير و بم و براي تعداد نفرات مختلف بخوانید مثلا براي ۵ ، ۵۰ ، ۱۰۰، ۲۰۰ ، ۳۰۰ و ....

در پايان اين مبحث يادآوري چند نكته ضروري است :
الف) تماشاگري كه صداي بازيگر را نشود و نتواند كلمات اورا خوب تشخيص بدهد اعتماد ش به آن سلب مي شود .
ب) بيان خوب نه تنها تماشاگر را جذب ميكند ، بلكه سبب تفهيم درست نمايش نيز مي گردد .
پ) هرگز كلمات خود را نجويد و از هيچ حرفي در هيچ كلمه اي به راحتي نگذريد . براي اين كار از مكالمات عادي و روز مره تان كمك بگيريد .
ت) مواظب باشيد به خطر نمايش صدا روي صحنه مبتلا نشويد ، چرا كه محصول آن فقط خود نمايي صداست و از معنا تهي ميگردد.
ث) همواره به ياد داشته باشيد زماني تماشاگر صحبت هاي شما را مي شنود و مي پذيرد كه در درجه اول شما حرف هايتان را به نحوي بشنويد و از معناي آن سردربياوريد .
۵) احساس

- آشنايي با حواس پنجگانه :
حواس پنجگانه كه شامل : چشايي ، بينايي ، شنوايي ، بويايي و لامسه مي باشند . بايد بزگترين و مهمترين ابزار زير بناي در بازيگري دانست . كه بازيگرآن را به دو طريق مورد استفاده قرار ميدهد :
الف) به طور واقعي
ب) به طور غير واقعي ( تخيلي )
از اين رو لازم است كه در درجه اول آنها را شناسايي كند و پرورششان دهد تا در وحله بعد آنها را به كار ببندد .
ازآنجائيكه نيروي حواس پنجگانه در افراد يكسان نيست و شامل درجات ، قدرت و ضعف در آنها مي باشد لازم است كه اين قدرت و ضعف ها را شناسايي كنيم مثلا در بعضي از افراد حس شنوايي قوي تر از حس بينايي است و يا ذلئقه بعضي نسبت به بويايي آنان قوي تر است . به همين دليل بايد چنين وضعيتي را در موقع تمرين ها در نظر داشته باشيم .

- حس چشايي :
اولين تمرين با آنچه كه بازيگر هرروز صبح مي نوشد - چاي ،*شير ، قهوه و .... آغاز مي شود . همانطور كه قبلا گفته شد بازيگر ابتدا با نوشیدني هاي واقعي تمرين كرده ، سعي مي كند براي خود مشخص كند كه وقتي مي گويد " اين عمل واقعي نوشيدن است "
به كدام عناصر اشاره دارد .او وزن و جنس فنجان يا استكان ، وجود نوشيدني خاص را در داخل آن ،*درجه حرارت آن و مانند اين ها را عينا تجربه مي كند . با بلند كردن فنجان و نزديك كردن به دهان ، وزن آن بر ديگر عضلات دست تاثير مي گذارد ، گرچه اين تاثير اندك باشد . و سر انجام بوي خاص نوشيدني ،*درجه حرارت و مزه آن را تجربه مي كند .
پس از اين تجربه واقعي او اين مراحل را بدون وجود فنجان و نوشيدني تمرين مي كند . اغلب افراد ،*وقتي براي اولين بار اين تمرين را انجام مي دهند با اعتراض مي گويند كه آنان را در هنگاميكه واقعا مي نوشند به اين مسائل توجه ندارند و به اين ترتيب فقط بلند كردن يك شي و نزديك كردن آن به دهان تقليد مي كنند ، كه البته هدف ما به هيچ وجه چنين نيست . اما در واقع اين طور نيست كه ما به چگونگي بلند كردن فنجان و وزن آن و بوي نوشيدني و .... هرگز توجه نكرده ايم ، بلكه به علت تكرار دايمي اين اعمال به آنها عادت كرده ايم ... ولي يك تغيير نگهاني در اين عادت ، مثلا تغير درجه حرارت نوشيدني ، بلافاصله توجه خفته مارا بيدار مي كند .
- اين تمرين را به صورتي ديگر و با مواد ديگري انجام دهيد و هنگام انجام آن به خوبي به جزئيات توجه كنيد . مثلا برداشتن يك قاشق غذاخوري در حالت خالي بودن آن و بعد از آنكه پراز غذا شد . يا احساس وزن تكه ناني كه در دست داريد و .....
رمز موفقفيت در اين قبيل تمرينات صرف وقت به جهت انجام درست و صحيح آنهاست .

- بينايي :
دومين عنصري كه به آن خواهيم پرداخت ، حس بينايي است . اغلب ما هرروز در اطرافمان ( در خانه ،*خيابان ،*محل كار و ....) با پديده هاي متفاوتي روبرو هستيم اما آيا آنها را خوب مي بينيم ؟ يا لزومي براي اينكار احساس نمي كنم ؟
ممكن است پاسخ يك فرد عادي عدم لزوم باشد ،* امابراي يك بازيگر اينگونه نيست ،*چراكه او بايد داراي چشم هاي جستجوگر و حساسي باسد و بيشتر از اينكه پديده هاي اطرافش نگاه كنند آنها را ببيند . كاري كه سايرين در صورتي انجام مي دهند كه پديده قابل توجهي آنهارا جذب كند . بازيگر اتفاقا بايد آن چيزهايي را ببيند و مطالعه كند كه كمتر توجهش را به خود معطوف داشته ، چراكه اغلب ما به واسطه نداشتن شناخت كافي از پديده هاي اطرافمان به آنها توجهي نشان نمي دهيم .
- تمرين
۱) قندي را در داخل يك ليوان چاي يا آب جوش بياندازيد و مشاهده كنيد كه چگونه و با چه سرعت و تحولي مولكولهاي آن از يكديگر جدا خواهند شد و در واقع انقلابي درآنجا صورت مي گيرد ، كه تماشايي است .
۲) روزنامه اي را مچاله كنيد و سپس آن را در روي يك سطح مثل يك ميز رها كنيد و در همان حال به نحوه از هم بازشدن توجه كنيد به خطوطي كه به روي روزنامه تشكيل شده دقت كنيد .
۳) به رگ وپي يك برگ خشك شده توجه كنيد و آنرا به دقت ارزيابي كنيد .
۴) يك كلم برگ را از وسط دو نيم كرده و درون آنرا مشاهده كنيد .
۵) جلوي آيينه برويد و يك بار ديگر به اعضا صورت خود به دقت بنگريد.
۶) هنگام نشستن ،* بر خواستن ، خوابيدن و راه رفتن به تركيب و پوزيشن خود دقت كنيد .
۷) در خياباني كه معمولا مسير شماست قدم بزنيد ، طوريكه براي اولين بار است به آنجا مي رويد ، و به دنبال نشاني مي گرديد آن چيزهايي را كه تا كنون به آنها توجه نداشته ايد ارزيابي كنيد .
۸) يكبارديگر به مردمي كه در كوچه و بازار هستند بنگريد و رفتار و حالات آنها را به ذهن بسپاريد .
۹) به حيوانات گوناگون نگاه كنيد و رفتارشان را با يكديگر بسنجيد .
در پايان متذكر مي شويم كه ده ها و صدها نمونه ديگر را مي توانيد براي خود مثال بزنيد ، آنهارا تجزيه و تحليل كنيد و به ذهن بسپاريد ممارست هايي از اينگونه در تقويت ديد ما نسبت به جهان پيرامونمان بما اين امكان را مي دهد كه حس بينايي خود را احساس كرده و در روي صحنه قادر باشيم به خوبي اشيا پيرامون و هم بازي هاي خودرا ببينيم و نسبت به آنها واكنش هاي دقيق و سريعي انجام دهيم .

- شنوايي :
يكي از بهترين تكنيك ها براي ايجاد ارتباطي صحيح و منطقي در صحنه " شنيدن " است . چراكه طبيعي ترين واكنش هارا در پي خواهد داشت ، بدون آنكه بخواهيد فشار بيش از حد يا مصنوعي بر احساس خود وارد كنيد ،*وبه زور آنرا تحريك نماييد .
مادر زندگي واقعي مان نيز همين گونه عمل مي كنيم و با شنيدن از خود واكنش نشان مي دهيم .
- تمرين :
۱) بر روي زمين بخوابيد و چشم هايتان را ببنديد و به صدا ها يكه در اطراف شماست گوش بدهيد . پس از چند دقيقه ( ۵ دقيقه ) چشم هايتان را باز كنيد و صداهايي راكه شنيده ايد را به ياد بياوريد و روي كاغذ يادداشت كنيد . تمرين را دوباره تكرار كنيد و نوشته هايتان را با همديگر قياس كنيد .
۲) در حاليكه مشغول قدم زدن در يك خيابان شلوغ هستيد بدون آنكه سعي كنيد اطراف خودرا ببينيد ، به صداهاي اطراف خود گوش فرا دهيد .و آنها را مورد بررسي قرار دهيد .
۳) هرروز مدتي را به شنيدن برنامه اي راديويي اختصاص دهيد .
۴) به صداي حيوانات مختلف گوش دهيد و تفاوت ميان آنها را در يابيد .
۵) به تمام صداهايي كه در اطرافتان طي روز يا شب پخش است توجه كنيد و حساسيت نشان دهيد .
- بويايي :
با تمرين هايي چون : بو كردن الف) دود و سوختني ب)* گل هاي مختلف پ ) زباله و لجن ت) عطرهاي گوناگون ث ) لاشه هاي مختلف و ....... به كمك حافظه هيجاني و حس خود برويد .

- لامسه :
حس لامسه بي شك يكي از موارديست كه بازيگر را در اجراي زنده و سرشار از حياط همراهي كند و لازمه آن تقويت اين حس در وجود بازيگر است به نحوي كه بتواند با زيبايي تمام آنرا به تماشاگر منتقل كند .
تمرين :
۱) اشيا گوناگون با جنسيت هاي مختلف انتخاب كنيد ،*و آنرات در دست هايتان لمس كنيد و به عناصري چون بافت ، جنسيت ، اندازه ، وزن و ... توجه نشان دهيد و آنها را به ذهن بسپاريد .
۲) زير دوش آب ، سرد و گرم قرار گيريد و به قطرات آب كه روي بدنتان مي ريزد توجه كنيد و آنها را حس كنيد .
۳) صبح قبل از خوردن صبحانه و يا وقتي كه خيلي تشنه ايد ، يك ليوان آب بنوشيد و جريان پائين رفتن آنرا در نواحي دهان گلو ، ناي و .... دنبال كنيد ، سعي كنيد با تمام وجود آنرا حس كنيد .
در پايان بايد متذكر شد اين دسته از تمرين ها از دو نظر واجد اهميت اند ، يكي اين كه هريك از حواس پنجگانه بازيگر و عكس العملهاي مربوط به آن را تحريك و تقويت مي نمايد . ديگر اينكه به بازيگر كمك مي كنند تا بخش هايي از حواس پنجگانه خودرا كه تا كنون كم كاريابي كار نگه داشته است به كار بياندازد .
۶) پانتوميم :
تعريف : لال بازي ، اين واژه ممكن است صرفا مترادف با ميم دانست ، ( ( mime ، اما در معنای اصيل و مدرن، نمايشي است رمزي و مناسب كودكان . ابتدا در قرن ۱۸ در انگلستان رواج يافت و تغيير شكلي از ( (harle quinade يا نمايش لال بازي بود .
همه ما در زندگي روزمره بسياري از احساسات و افكارمان را بدون استفاده از كلمات و تنها به وسيله حركات و رفتار يا ميميك چهره و حالت چشمان خود به ديگران منتقل مي كنيم و متقابلا قادريم احساسات و افكار ديگران را از حركات و رفتارشان درك كنيم . گاهي حركتي يا اشاره اي مي تواند دهها كلمه يا جمله را به شيواترين حالت به بيننده منتقل كند . در حاليكه كلام از آن عاجز مي ماند ، پانتوميم به بازيگر اين امكان را مي دهد .
الف) بدنش را بشناسد ، و از امكانات آن به خوبي بهره ببرد .
ب) بازيگر را در فيزيكي كردن احساساتش ياري مي كند .
پ) قوه تخيل و تصور اورا تشديد مي نمايد .
تمرين :
۱) ايست در صحنه : ستون فقرات خودرا مستقيم نگه داريد ، شانه هارا آزاد و بدون خميدگي به جلو يا عقب ، نگه داريد . گردن راحت ودر راستاي ستون فقرات ، چانه صاف ، شكم آزاد ، پاها به اندازه عرض شانه ها باز، بهتر است پاي راست را كمي عقب تر از پاي چپ نگه داريد ، اين حالت به ايجاد تعادل كمك مي كند .
۲) راه رفتن : بدن همان حالت خودرا حفظ كند،*در هر گام بدن را به بالا بكشيد ، گويي قد مي كشيد . حركت دست هايتان را با رفتار پاهايتان هماهنگ كنيد .
۳) دويدن : حالت طبيعي دويدن را به خاطر بياوريد و كمي در آن غلو كنيد بدين صورت كه از ناحيه كمر به بالا را به سمت جلو و پاها روبه عقب باشد و در همان حال كه ايستاده ايد با حركت دادن پاها و دست هايتان عمل دويدن را انجام دهيد .
۴) نشستن : يك صندلي مقابل خود قرار دهيد .روي آن بنشيند به طريقه نشستن و بر خواسته تان دقت كنيد و در حافظه بسپاريد
و اين عمل را بدون صندلي انجام دهيد .
۵) باز و بسته كردن در اطاق : شامل گرفتن دستگيره در ، چرخاندن آن ، بازكردن در به طرف جلو ، رفتن به داخل اتاق ، گرفتن مجدد دستگيره در و بستن آن مي باشد .
۶) بالا و پائين رفتن از پله ها : به اين ترتيب كه مستقيم بايستيد ، پاي خودرا ستون كنيد و پاي ديگر را به اندازه فاصله يك پله معمولي بالا ببريد و در همان حال بدن خود را به سمت بالا بكشيد و پا را به زمين بگذاريد و اين كار را با پاي ديگر انجام دهيد براي پائين آمدن از پله ها اين عمل را بر عكس انجام دهيد . مي توانيد از دست خود استفاده كنيد و نرده پله هارا بگيريد . در آغاز اين كاررا به نرمي انجام دهيد و بعد سرعت خود را بيشتر كنيد . *
۷) بالا رفتن از نردبان : بايستيد دودست خود را به دو طرف نردبان قرار دهيد ، يك پاي خودرا بلند كنيد ( مانند بالا رفتن از پله ها ) و خودرا به سمت بالا بكشيد ، براي پائين آمدن عكس آنرا انجام دهيد .
۸) اعمال ديگري نظير : نواختن پيانو ، پوست كندن ميوه ، شكستن تخم مرغ ،*خوردن آب ، مسواك زدن و ... را با جزئيات تمرين كنيد .
۹) با صورت خود انواع و اقسام شكلكهاي مختلف را بسازيد ، حالت هاي ترس ، تعجب ، شادي ، گريه ، تهديد ، بيزاري ، پيروزي ، ياس ، اميد و ..... تا آنجا كه مي توانيد اين اعمال را مبالغه آميز نشان دهيد ، بيشتر احساس آدمي از طريق چشمهايش و حالت لبها ، نمود مي يابند ، همچنين ساير اعضاي بدن هماهنگ با چشمان و لبها در جهت بروز هريك از احساس ها ، عمل مي كنند .
۱۰) ژست و شكل حيوانات مختلف را تقليد نماييد .
الف) گربه در حال گرفتن موش
ب) گربه در حال بازي با كلاف رنج
پ) خرگوش در حال گريز از صياد
ت) راه رفتن يك ببر
ث) پرنده در حال پرواز
و ....
۱۱)خود را در يك محل تخيلي قرار دهيد مثلا در حال حركت در فضا و خلا حس كنيد روي كره ماه حركت مي كنيد . بي وزني و حالت هاي دست و پاها و ساير اعضا را تمرين كنيد .
تذكر اينكه تمامي حركات پانتوميم را كه تمرين مي كنيد ، سعي كنيد درشت نمايي كنيد و درآن خساست به خرج ندهيد .
۷)* تمركز :
استانيلاوسكي درباره تمركز و تعريف آن چنين مي گويد: " نمي توان انتظار داشت كه بتوانيد تمركز را در چند كلمه موجز و روشن كه براي همه قابل فهم باشد تعريف كنيد . نخست ببينيم اين تمركز چه گونه حالتي است ؟ دروني است يا بيروني ؟ چون مي دانيم كاملا امكان پذير است كه بي حركت بنشينيد و به چيزي خيره شويد ، در حاليكه افكارتان آزادانه ازاين شاخه به آن شاخه بپرد از ماه گربه ای بپرد ..... كه فراموش كرده ايد غذايش را بدهيد . بعد به ژوپيتر ،*سپس دوباره به زمين بازگرديد و بعد فكر قرار ملاقات با دوستتان در ذهنتان جرقه بزند ، بعد باز افكارتان بي هدف در حول و حوش نقشي دور بزند كه دوست داشتيد بازي كنيد . پس نتيجه مي گيريم تمركز يك حالت يا يا بهتر بگوئيم يك عمل دروني است.
تمرینی که استانسیلاوسکی بهترین و آسانترین کاربرروی فکر و انظباط می نامد رادر زیر پی میگیریم :
شما پنج انگشت دارید . حال ، راست روی صندلی تان بنشینید و شانه ها و دست ها و پاهای خود راشل کنید تا پائین بیفتد مراقب باشید که عضلات کاملا باز باشد و سر و گردن و پشت ، بدون کوچکترین تلاش عمومی برای راست کردن تنه ، خطی مستقیم تشکیل دهند . احساسی که از این کار به شما دست می دهد چنان است که گوئی آنها را تا حد ممکن کشیدید ، به یکی کردن حرکاتشان با تنفس خود بپردازید . یعنی انگشت هارا آهسته و یکی یکی بهم بچسبانید ، و در عین حال نفس را آهسته بیرون دهید ، پس دوباره در حالیکه نفس می گیرید ، هر انگشت را به طور جداگانه بکشید تا آنکه به حالت کشیده در آیند هنگام اجرای این تمرین هرگز دم توجه یا تنفس خودرا سست نکنید ، بلکه اطمینان حاصل کنید که ریتم دم زدنتان را کاملا با ریتم حرکت انگشت ها هماهنگ باشد . از این گذشته ریتمی که در فکر توجه تان در تلاش خود برای رسیدن به مرحله تمرکز فعالیت می کند ، تزلزل نیابد و تنفس و موج پالاینده ی آن در تمام مدت با ریتم یکسان حرکت انگشت ها یکسی باشد یادتان باشد ، اینک هم به ریتم کوتاه تنفس دست یافته اید ، هم به هماهنگی کامل در آن قسمت از وجودتان ، ..... ( در ا ین مورد دستان) ، یادتان باشد که فقط این دایره خاص مورد توجهتان باشد . بقیه چیزها ، ازجمله تمام بدن ، به جز انگشت ها در حال حاضر برایتان وجود نداشته باشند . وقتی تمام توجه تان به طور استوار در این دایره متمرکز شد و هیچ چیز دیگری نه در درون و نه در اطرافتان مزاحم هماهنگی کارتان نبود ( چراکه دیگر توجهی به هیچ چیز خارج ا ز دایره کارتان ندارید ) کم کم شروع به وسعت دادن دایره توجه خود کنید ، چیزی را عوض نکنید ، دایره را نشکنید . بلکه بدان وسعت ببخشید . کار تازه ای شروع کنید اما در همان ریتم تنفس باقی بمانید و مراقب باشید که آرامش مطلق آن بهم نخورد . کار تازه را بدون کوچکترین تلاشی یا فشار آغاز کنید . دو انگشت را به کف دست فشار دهید و در همان حال سه انگشت دیگر را به هماهنگی کامل دست یابید ، آنگاه با بلند کردن دست دوم خود و کارکردن دودستی ، بازهم دایره خود خود را گسترش دهید ، باز در همان ریتم آهسسته تر یا سریع تر ، اما همواره به یک اندازه یک نواخت و آرام
- همواره توجه داشته باشید بزرگترین رمز موفقیت شما در یک اجرای صحنه ای " حضور صحنه ای " شماست که این امکان را می دهد تا خودتان را به جریان اجرا بسپارید .
۲) کنار همدیگر بایستید . یکی از شما مدل بشود و دیگری آیینه . مدل ابتدا با حالات مبالغه آمیز چهره و سپس با تمام بدن ، اشکالی را می سازد و آیینه ، هم زمان ، حرکات او را تقلید می کند و. مدل نبایستی حرکات سریع و ناگهانی داشته باشد و تغییراتی را که در شکل و بدن خود می دهد به آرامی انجام می دهد .۱) سیستم و روش های هنر خلاق ترجمه : اصغر رستگاری
۲) همان منبع پس از مدتی جا عوض کنید .این بار آنکه مدل بوده آئینه و آنکه آئینه بوده مدل بشوداشکال ساخته شده توسط مدل و آئینه باید عاری از هر گونه احساس و محتوایی باشد و حتی در نهایت می تواند به ساختن اشکالی عمدا بد فرم بیانجامد .
۳) خط مستقیمی را فرض کنید و بر روی آن قدم بزنید ، ودر همان حال قطعه ای شعر یا دیالوگی را با خود تکرار کنید ، بدون آنکه از خط خارج شوید و در حالت های آهسته ، تند و دویدن آنرا تکرار کنید .
۴) یک نفر از شما متنی را بخواند و دیگران سعی کنند تا مانع از خواندن او بشوند و او با حفظ تسلط و تحرک خود همچنان متن را بخواند .
۵) در یک اتاق تاریک شمعی روشن کنید و برای مدت طولانی به آن نگاه کنید و بر روی آن متمرکز شوید .
۶) عمل بالا را در شب با نگاه کردن به ماه و با ستارگان پی گیری کنید .
- ریتم :
در موسیقی وقتی از ریتم سخن به میان می آید ، منظور وزن و ضرباهنگ ، و در کلام تندی و کندی سخن است .
وقتی با خشم با کسی معارضه و مشاجره می کنیم ریتم سخن ما تند است . برعکس وقتی با مهربانی و ملاطفت گفتگو می کنیم ریتم کلام ما کند است . البته این قاعده کلی است و موارد استثنایی نیز پیش می آید .
درادبیات : توصیف طبیعت ، وصف چهره و پیکر و خصال و پیسکولوپی قهرمانان ، تشریح و تحلیل مطالب فلسفی و مانند اینها ، دارای ریتم کند است و در کلام جنبشی وجود ندارد . برعکس در توصیف رزم دو پهلوان و یا در توصیف شکار و هزاران موضوع دیگر کلام پراز حرکت و جنبش است . طبع و خوی بشر چنین می پسندد که روش بیان کلام با جنبش تندتر و بیان سخن بدون جنبش کندتر باشد .
" آیا هرگزپای معرکه یک نقال خبره و زبردست ایستاده اید؟ وقتی قطعه ای از شاهنامه را بیان می کند ، آنجا که سخن اش توصیفی است نقال در یک طرف معرکه ایستاده ، آرام و با صدای بم مطلب را بیان می کند اما همینکه پهلوانی می خواهد پا به رکاب بگذارد ، نقال چوب خود را زیر بغل می زند ، دست به دست می کوبد ، صدا را بالا می برد به در حرکت می افتد ، از این سر به آن سر معرکه می رود و با بیانی تند تر و زنده تر از پیش جنگاوری پهلوان خود را نقل می کند و شنونده گان را مسحور سخن خود می کند . اگر جز این باشد ، شنوندگان ملول و کسل می شنوند و اگر خراب نروند پس از مدتی خمیازه کشیدن از دورو بر معرکه پراکنده می گردند "
بازیگر باید بیاموزد که همه چیز در عالم دارای ریتم است ، و هر پدیده ای ریتم خاص خود را دارد . پس هرگاه بخواهیم نقشی را ایفا کنیم ، باید خود را درگیر مسئله ریتم آن کنیم مثلا : ریتم حرکتی و گفتاری و درونی و برونی یک فرد ورزشکار را با یک معتاد در نظر بگیریم و آنوقت به تفاوت های ظاهری و باطنی آنها توجه لازم را مبذول داریم . به حتم شاهد تفاوت های فاحشی در این دو پرسناژ خواهید بود . همین طور ریتم موجود دریک قطعه غزل را با یک قطعه شعر حماسی مقایسه کنید در اکثر موارد ریتم " درونی " ماست که منجر به ریتم " برونی " مان می گردد . این تعریف را می توان در نمود اولیه و بکر آن به کاربست ، چراکه گاهی اوقات ریتم ظاهری ما ریتم درونی مان را مخفی نگه میدارد . و نمود واقعی آنرا آشکار نمی سازد ، به این موقعیت توجه کنید : شما از شخصی خوشتان نمی آید ، اما به دلایلی ( مثلا : کاری ) مجبورید که با آن ارتباطی داشته باشید ، در این جاست که درون شما با برون شما یکی نخواهد شد و خودرا مخفی نگه میدارد و شما علی رغم روی خوشی که نشان می دهید ، اما در درون تان به گونه ای دیگر عمل می کنید .

تمرین
۱) لیستی از مشاغل را فراهم کنید و انواع ریتم موجود در بین صاحبان این مشاغل را بررسی کنید . ومیزان تنوع آنها را با یکدیگر ( از نظر : حرکت ، بیان ، لحن ، وزن و ....) مقایسه کنید.
۲) به چگونگی ایجاد ریتم حرکتی در اعمال روزانه مان از قبیل : شادی ، خستگی ، غم ، ترس و .... توجه کنید و به ذهن تان بسپارید .
· وظیفه اصلی بازیگر به روی صحنه جذب و جلب تماشاگران به منظور انتقال مفاهیم موجود در نمایش است . واین کار در گرو برخوردار بودن از تکنیک ایجاد ضرب و ریتم در حرکت و بیان است .
پایان این بخش را به آموزه استانیسلاوسکی اختصاص می دهیم :
در اعمال جمعی صحنه ای و گفتگو ، در میان تمام آن سر و صداها و تمپ و ریتم های مختلف و متفاوت مجبورید خط سیر سرعت شخصی خودتان را پیدا کنید ، مجزا نمائید ، گروه بندی و هدایت کنید و همچنین اندازه های صدا و اعمال و هیجان های نقشی را هم که اجرا می کنید مستقلا بیابید و جای آن را نیز در مجموع بدانید که کجاست . عادت کنید تا ریتم خودتان رادرمیان آن سر و صدا های درهم و برهم صحنه تشخیص دهید و بیابید و سرعت اندازه های آن را فراموش نکنید و خوب به خاطر بسپارید "
۹) تجزیه و تحلیل
تجزیه و تحلیل گامی نخستین و زیر بنایی در مرحله آماده سازی نقش است ، و ادامه راهی است که از طریق آن می توان به اعماق نمایشنامه و شخصیت های آن نفوذ کرد و آنها را به صورتی لایه ای بررسی نمود .
- تجزیه و تحلیل - همچون اکتشاف آثار باستانی به چگونگی کشف اثرنویسنده از طریق قسمت های مجزای نمایشنامه و نقش که در حال جان گرفتن هستند کمک می کند . از این رو از اهمیت ویژه و فوق العاده ای برخوردار است .
به طور کلی تجزیه و تحلیل در" هنر" رسیدن به " احساس " است .
- اهداف تجزیه و تحلیل :
۱) مطالعه اثر نویسنده
۲) تجسس مواد ( ماتریال ) روانی و غیره که خود در نمایشنامه نهفته است .
۳) تجسس چنین موادی ( ماتریالی ) در وجود هنر پیشه ( تجزیه و تحلیل خود )
منظور از مواد که در بالا به آن اشاره شد ، خاطرات زنده هنر پیشه از حواس پنجگانه که از طریق کسب دانستنیها و تجربه هایی که در زندگی بدست آورده محفوظ مانده است .
۴) آماده سازی زمینه جهت ایجاداحساس هنری هم به شیوه آگاهانه و هم به شیوه غریزی
۵) تجسس انگیزه های هنری ، که نه تنها شوق و ذوق هنری را شکوفا می کنند ، بلکه موجب ایجاد بخش های جدید و جدیتر زندگی درونی ، که در اولین آشنایی و در اولین قرائت نمایشنامه بلافاصله شکل نگرفته اند ، می شنوند .
در شروع کار بهتر ا ست هنرمند تمام نمایشنامه یا قسمت هایی از آنرا چندین با ربخواند و ضمن خواندن نمایشنامه سعی کند که نقاط مورد نظر و دوست داشتنی را به خاطر بسپارد ، و هر بار چیزهای جالب و جالب تری در آن پیدا کند . ضمن دوباره خوانی ، درباره نقش خود و دیگران و به طور کلی به روی صحنه آوردن آن بیندیشد و در تمام موارد و تمام لحظه های هیجان انگیز حتی المقدور فراموش نکند که باید استقلال هنری خود را حفظ کند ، و از هر گونه زور گویی که باعث پیش داوری می شود بپرهیزد و آزادی هنری خودرا در تمام مواقع حفظ کند .
هرشخص بازی دارای یک هدف کلی و اصلی است که بر اساس آن کنش ها و واکنش های خودرا دربرابر افراد و حوادث و شرایط و موقعیت های گوناگون که در مسیر زندگی اش پیش می آید ، و هدف های فرعی یا مقطعی اورا تشکیل می دهند ، تنظیم می نماید .کار هنرپیشه روی نقش در جریان تجسم ، کنستانتین استانیسلاوسکی ، ترجمه مهین اسکوئیبنابراین ضمن جهت گیری نسبت به هدف هر قطعه ، بازیگر باید هدف کلی و نهایی خویش را نیز آگاهانه تعقیب کند .
درک و فهم ( هدف) ، ( مشکلات ) و ( راه حل ) ، تحلیلی کلی از شخصیت نقش بدست می دهد ، اما توجه به عوامل سازنده شخصیت جهت ارائه هرچه صحیح تر و طبیعی تر نقش در رابطه با جزئیات رفتاری او ضروریست .
- شش پیشنهاد به جهت تحلیل و آشنایی با شخصیت :
۱) میل : بیان آن چیزی است که شخصیت خواهان آنست که می تواند مادی یا معنوی باشد .
۲) اراده : اراده نیروی نسبی شخصیت نسبت به دستیابی امیال شخصی خویش است . که یا آنچنان قوی است که سدی نمی پذیرد . ویا ضعیف است به طوریکه او مجبور به سازش خواهد شد . همانطور که خود مانیز در زندگی روزمره کنشها را با قدرت اراده خود پیش می بریم .
۳) موضع اخلاقی : موضعی است که ارزشهای خاص شخصیت درآن تشکیل می شود و اورا در دست یابی به امیالش تحت الشعاع قرار می دهد . معمولا به شخصیت های شدید ارزشهای نازل اعطا می شود زیرا ، در دیدگاه آنها ، هدف وسیله را توجیه می کند و به شخصیت های خوب ارزشهای عالیه به طوریکه مارا وادار به تحسین می کند .
۴) آداب دانی : آداب دانی بیانگر نمود مادی شخصیت است که شامل : رفتار ظاهریش ، حالات جسمانی و .... که نمودهای ظاهری آنست ، و در واقع سطوح نیروی ظاهری آن را به نمایش می گذارد و هویت اصلی را لزوما آشکار نمی کند .
۵) شدت روحی شخصیت : شدت روحی شخصیت همان حالت جسمی یا بدنی شخصیت - حالت عصبی او - در شروع هر مجموعه از واحد های بهم پیوسته است . مانند : ضربان قلب اش ، تنفس ، حالت عرق ریختنش ، دل آشوب ، مضطرب ، آرام و. ... باید آگاهانه بود در نمایشنامه نقطه شروع هر شخصیت از شدت روحی متفاوتی برخوردار است .
۶) صفات خلاصه شده : شامل کلیه مقولاتی است که با ااده از صفت تلخیص می شود.
مثل : درستکار ، بدکار ، ریاکار ، خسیس ، دست و دل باز ، شجاع ، ترسو و .....
در مجموعه می توانیم سه عامل کلی در ایجاد شخصیت را به ترتیب زیر چنین عنوان کنیم :
۱) عوامل فیزیکی ۲) عوامل محیطی ۳) عوامل فرهنگی۱) کارگردان نمایش نامه اثر : فرانس هاچ ، ترجمه : منصور براهيمی ، علی اکبر علیزاد۱۰) ده پیشنهاد در یک اجرای صحنه ا ی :
۱) حداقل یکم ساعت قبل از شروع اجرا در محل اجرا باشید .
۲) همواره دیالوگ های خودرا با حسی تقریبی مشابه اجرا با خود مرور کنید .
۳) از هر عاملی که باعث می شود تا تمرکز شما تضعیف شود دوری کنید .
۴) تا آنجا که ممکن ست پیشنهاد هایکه دیگران قبل از اجرا به شما می دهند ، را بدون تمرین قبلی بپذیرید .
۵) از بلای خود نمایی روی صحنه پرهیز کنید ، چراکه دائما سوسه اش در بازیگر وجوددارد و خود را با دیگران و گروه همراه سازید .
۶) حس رقابت تنها در حالتی زیباست که در خدمت اجرا باشد ، و از آن به عنوان یک عمل خلاقه یاد شود ، نه چیز دیگر .
۷) همواره حضور صحنه ای خود را حفظ کنید و برای رسیدن به آن به خود بگوئید " تماشاگر الان تورا می نگرد "
۸) هرگونه پدیده غیره منتظره در اجرا نباید شما را منفعل کند ، بلکه تا آنجا که مقدور است آنرا به اجرا و بازی خودتان ضمیمه کنید .(مثل توپوق زدن ، فراموش کردن دیالوگ ، به زمین خوردن و....)
۹) در زمانهایی که خارج از صحنه هستید ، دائما به فکر صحنه بعد خود باشید ، واز گفتگوها ، شوخی ها و ... بی مورد دیگر بپرهیزید .
۱۰) بازی رو صحنه مانند بازی یک تیم ورزشی که باید با همکاری سایرین به پیروزی برسد، پس یادبگیرد ، پاس بدهید ، دفاع کنید تا در نهایت گلی بزنید .
فهرست منابع و ماخذ
- کار هنرپیشه روی نقش اثر : کنستانتین استانیسلاوسکی ترجمه : مهین اسکوئی . انتشارات سروش( سه جلدی)
- هنر تئاتر عبدالحسین نوشین انتشارات امیرکبیر
- بازی گری شش درس نخستین اثر : بولسلاوسکی ترجمه : ناصر آقایی . انتشارات نمایش
- بازیگر و بدنش اثر : لیتزپسیک ترجمه : ناصر آقایی مدرسه هنر و اذبیات کودکان ونوجوانان
- به سوی تئاتر بی چیز اثر : یژی گروتفسکی ، ترجمه : کیاسا ناظران نشر قطره
- تکنیک بازیگری اثر : استلا آدلر . ترجمه :احمد دمود
- پرورش صدا و بیان هنرپیشه اثر : سییسیلی بری ترجمه و اقتباس محسن یلفانی
- مبانی بازیگری و کارگردانی اثر : تاجبخش فنائیان انتشارات جهاد دانشگاهی
- فرهنگ اصطلاحات تئاتر اثر : همایون نواحمر نشر نقطه


آشنایی با اصطلاحات سینمایی(بخش اول)

 وقتی درباره فیلمی با دیگران حرف می زنید، ممکن است با اصطلاحاتی مواجه شوید که معنای دقیق آنها را نفهمید. البته استفاده کردن از این واژگان به خودی خود ارزشی ندارد چون می شود همان مفهوم را به شکلی دیگر بیان کرد. اما از آنجایی که نمی توانید هی از طرف بپرسید، معنی این اصطلاح چیست، بد نیست که با آنها آشنا باشید.

البته اگر خودتان این کاره اید، این واژه ها مثل یاد دادن الفبا به یک دکتر است و تا اینجا هم که خوانده اید وقتتان را هدر داده اید. اما اگر خیلی تازه کارید شاید اینها به کارتان آمد.


میزانسن:
معمولا به عناصر موجود در یک صحنه که رویداد دراماتیک را احاطه کرده اند (دکور و نور و...) گفته می شود. درواقع آنچه که شما در یک نما مشاهده می کنید، شامل حرکت بازیگران، حرکت دوربین، دکور و... میزانسن است که کارگردان ترتیب آن را داده.

نریشن:
اطلاعاتی که توسط یک نریتور روی فیلم درباره فیلم گفته می شود. صدایی خارج از قاب تصویر است.

پروتاگونیست:
قهرمان اصلی فیلم است که در یک بحران درگیر می شود و تماشاگر را تحت تاثیر قرار می دهد. به کسی که مقابل قهرمان یا پروتاگونیست قرار می گیرد و سعی می کند او را از هدفش باز بدارد آنتاگونیست گفته می شود.

اسلوموشن: 
یک افکت سینمایی است که در آن تصاویر با سرعتی آهسته تر از سرعت طبیعی حرکت می کنند. برعکس آن فست موشن است که رویداد با سرعتی بیشتر از حالت طبیعی نمایش داده می شود. این افکت (فست موشن) بیشتر در فیلم های کمدی دیده می شود.

سکانس:
واحدی از فیلم است که متشکل از نماها یا صحنه های مرتبط با هم که یک قطعه کامل از داستان فیلم را دربر دارد.

کلوزآپ:
نمایی که چهره شخصیت را در قاب دارد یا یک شی را.

اینسرت:
نمایی درشت از یک بخش از یک شی. مثلا نمای دستگیره یا دکمه های تلفن.

دیزالو:
نوعی انتقال تدریجی است که در آن یک صحنه به تدریج محو و صحنه دیگر به تدریج آشکار می شود. هم پایان نمای در حال رفت و هم غاز نمای در حال ورود مختصرا روی پرده همزمان دیده می شود.

فید:
یک وسیله انتقالی دیگر است برای حرکت از یک صحنه یا فصل فیلم به صحنه یا فصل دیگر. تصویر به تدریج رو به سیاهی می رود.

ضدقهرمان:

شخصیتی در فیلم که در عین حال که دوست داشتنی و سمپاتیک است ولی تنها، خونسرد، عصبانی و اغلب نسبت به مسایل اجتماعی و سیاسی لاقید است و به همه آنها پشت پا می زند